الشيخ علي اكبر النهاوندي
406
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
ايشان مسطور افتاد تا آنكه فرموده : چون مسيح به آسمان رفت ، شمعون ، وصىّ آن حضرت و شيعيان او از ترس جبّاران پنهان شدند ، تا آنكه به جزيرهاى از جزاير دريا رفتند و مدّتها در آنجا ماندند ؛ حق تعالى در آن جزيره براى ايشان چشمههاى آب شيرين جارى گرداند ، از همهء ميوهها براى ايشان روياند و چهارپايان و انعام آفريد ، ماهى را فرستاد كه به آن عمد مىگفتند كه گوشت و استخوان نداشت و پوست و خون بود و به آن ماهى امر كرد بر روى آب آمد و به مگسهاى عسل وحى نمود ، كه بر پشت ماهى سوار شدند ، ماهى ، مگسها را تا آن جزيره آورد ، مگسها پرواز كردند ، بر درختان جزيره نشستند ، خانه ساختند و عسل در جزيره براى ايشان بسيار شد . اخبار مسيح در اين احوال به ايشان مىرسيد و چون شمعون درگذشت ، حجّتهاى بعد از او غايب شدند ، طلب جبّاران شديد شد و بلا و مصيبت مؤمنان عظيم گرديد ، دين مندرس شد ، فرايض و سنن ، مردند ، مردم به راست و چپ رفتند و كسى از كسى شناخته نمىشد . بنابراين غيبت ، دويست و پنجاه سال طول كشيد . [ غيبتهاى رؤساى ملل ] 26 صبيحة بدان غيبت سائس قوم و رييس ملّتى در برههاى از زمان ، از قوم و ملّت خود به لحاظ حكم و مصالحى است كه در آن غيبت دانسته شده ، پس مخصوص انبيا ، مرسلين و اوصياى منتجبين ايشان است ، بلكه هر سائس و رييسى ، اعمّ از آنكه رياست او به عنوان حجّت بودن از جانب پروردگار و يا به نحو قهر و غلبه بر اهل روزگار باشد ؛ همينكه غيبت او مشتمل بر مصلحت بوده ، عادت بر اين قرار گرفته كه مدّتى از قوم و مرئوسين خود غيبت اختيار فرمايد و اى بسا سلاطين نامدار و فرمان فرمايان روزگار كه مدّتى به لحاظ مصالحى ، دست از سلطنت خود كشيده ، در آن مدّت ، طرق و شوارع غيبت را در نور ديدهاند .